۱۳۹۸ تیر ۱۵, شنبه

چطور وقت خود را هدر ندهیم؟


اگر زمان مناسب و کافی برای استراحت به مغزمون ندهیم، اون خودش تصمیم می‌گیره مرخصی بره و تحت اختیار ما نیست. نویسنده پیشنهاد می‌کنه کارها رو به لاک‌های نیم ساعته تبدیل کنیم و بعد از هر نیم ساعت 5 تا 10 دقیقه استراحت کنیم.

مغز ما طوری طراحی شده که به راحتی می‌تونه تمرکزش رو از کار جاری به کار دیگه‌یی متوجه کنه.
بر خلاف باور خیلی از افراد ما قابلیت اجرای کارهای همزمان را نداریم، مغز انسان برای multitasking طراحی نشده، این لغت برای کامپیوترها استفاده می‌شه، کامپیوترها قابلیت وقفه انداختن در کارهاشون (distract شدن) رو ندارن! پس تلاش کنیم در یک زمان مشخص فقط روی انجام یک کار تمرکز کنیم. (منظور این نیست که امروز فقط فلان کار رو انجام بدهیم؛ بلکه تو یک زمان و بلاک زمانی مشخص، به جای صدتا کار مثل چک کردن ایمیل، موبایل، کار، وب‌گردی فقط روی کار اصلی تمرکز کنیم.
راههایی که برای تغییر Multitask به Single task داریم:
- برنامه ریزی
- پایین آوردن چیزهایی که باعث وقفه در کارهامون می‌شن
- تمام کردن کارهای Single (می‌تونیم کار بزرگ رو به دهها و صدها بخش کوچک تبدیل کنیم)

همیشه و برای پلن‌های طولانی خودتون رو با انگیزه نگهدارید. هر روز با خودتون فکر کنید چرا دارید این کارها رو می‌کنید؟ خیال‌پردازی کنید که نتایج خوبی در انتظار شماست!

در هر کاری ممکنه رشته کار از دستمون در بره، این طبیعیه، به جای اینکه خودمون رو مقصر بدونیم باید تلاش کنیم تا با شرایط و موقعیت جدید کنار بیایم. به جای ناراحتی انرژی خودمون رو برای تهیه پلن جدید بذاریم و فکر کنیم چه راهی برای رفع مشکل داریم.
Don’t bear yourself up. It happened, now just deal with it! 


در برنامه ریزی گاهی باید انعطاف داشته باشیم، گاهی (و به هر دلیلی از جمله شرایط فعلی) احتیاج داریم که پلن (یا برنامه جدیدی) بریزیم، گاهی تهیه پلن جدید برای وضعیت فعلی لازمه به قول نویسنده:
Don’t face new situation based on old thinking!

من گاهی وقتی اشتباهی می‌کنم با خودم خیلی مهربون نیستم، از درون خودم رو خیلی صریح و محکم نقد می‌کنم! تو بخشی از کتاب به این اشاره می‌کنه که باید یاد بگیریم که با خودمون هم مهربون باشیم و گاهی به جای نقد کردن؛ خودمون زمان و انرژی رو صرف حل کردن مشکلات، یادگرفتن بیشتر و ساختن خودمون بکنیم.
وقتی به کار (و یا پروژه بزرگی) برخورد می‌کنیم، به جای فکر منفی اعتماد به نفس داشته باشیم، به جای نگرانی به این فکر کنیم که در عوض حالا مهارت حل کردن مشکلات رو دارم، درست مثل یک متخصص اتاق اورژانس! {این مثال رو می‌تونیم به خیلی از کارهای زندگی هم تعمیم بدهیم}
آدمها شیوه‌های مختلفی برای حل مشکل و یادگیری (learning style)  دارند، برای همین «قانون یکسانی» برای همه وجود نداره، مهم اینه که بتونیم متوجه بشیم که ما چه learning style داریم و می‌تونیم چطوری زمان خودمون رو مدیریت کنیم.



** کتاب: