۱۳۹۷ تیر ۶, چهارشنبه

فرار یا مهاجرت


یادم نیست کسی بهم گفته بود یا جایی خوندم که مهاجرت یه جور فرار کردنه، شاید این جمله واسه سالهای خیلی قبل باشه ولی نمی‌دونم که چرا دلم خواست و دوست داشتم اینجا به این جواب بدم.

فرار از چی؟ جنگ چی؟

فرار؟ فرار از چی؟ فرار از مشکلات مختلف جامعه؟ فرار از معمولی بودن؟ فرار از همه اون چیزایی که دوست نداریم و نمی‌شد عوضشون کنیم؟
راستش من خیلی سال توی ایران زندگی کردم، تو همه اون سالها به عناوین مختلف تلاش خودم رو کردم، بیشتر چیزایی که بهش اشاره کردم از طرف من }و احتمالا باقی آدمها{ قابل تغییر نبودن و همچنان هم نیستن! من فقط قراره که یکبار زندگی کنم، قراره تا کی برای این چیزها جنگید؟
چیزایی رو که گفتم مث خیلی حرفای دیگه می‌شه تعبیرش کرد؛ جنگ؟ برای چی باید جنگید؟ اصلا برای چی باید تغییر داد؟ اونجا، توی مهاجرت همه چیزها رو تغییر دادی؟ عوضشون کردی؟

من نمی‌تونستم و نمی‌شد که همه چیزها رو تغییر بدم، ولی حداقلش دوست داشتم که در اون چارچوب خودم به چیزایی که می‌خوام برسم. نمی‌خواستم که همه چیز و همه کس رو عوض کنم! سی و چند سال کافی نبود؟ خیلی از چیزهایی که گفتم مثل «آرامش روانی» چیزهای خیلی بزرگی نیستن، چیزایی که فهمیدم جاهای دیگه دنیا وجود دارن!
.


اون طرف دنیا چی؟

الان اون طرف دیگه دنیا چی؟ سخت نیست؟ نمی‌جنگیم؟ برای به دست آوردن چیزایی که دوست داریم تلاش نمی‌کنیم؟
به نوعی شاید خیلی بیشتر؛ اما از نظر من فرقش چیه؟ خیلی چیزها هست که حالا در اختیار خودمه، اگه که لازمه پیشرفت کنم خودم باید تلاشم رو بیشتر کنم. من احساس این رو دارم که جا هست؛ ولی اونجا چنین حسی نداشتم. حتی آخرین باری هم که برای دیدار با خانواده برگشتم ایران حس کردم اینجایی که الان دارم زندگی می‌کنم یعنی استرالیا، اگه که اشکالی هست تقصیر خودمه، باید دو دوتا چارتا کنم و ببینم چی کارش کنم، اما اونجا حتی توی سفر یه ماهه احساس کردم بیشتر مشکلات جامعه و همه چیزای فرسایشی دست من نیستن، کاری نمی‌تونم براشون بکنم؛ نمونه بگم؟ آلودگی هوا – مشکلات اقتصادی جامعه – حتی نحوه برخورد آدمهای هموطن و چیزایی که می‌شه در ادامه این لیست اضافه کرد.
.
شاید که خیلی‌ها مهاجرت رو به فرار تعبیر کنن، مهم هم نیست آدمها می‌تونن تعبیر و راه خودشون رو داشته باشن، ولی من خسته بودم؛ من دوست داشتم که جای دیگه‌یی راحت‌تر زندگی کنم، واسه رسیدن بهش تلاش کردم و هزینه دادم، چیزی که هنوز هم هست و ادامه داره!


.
الان گاهی وقتها ناراحت می‌شم، از خبرهای اونجا غصه‌م می‌گیره همه چی هم فقط مربوط به خبرهای سیاسی و اقتصادی جامعه نیست، بیشتر چیزها در مورد مردمه، در مورد خانواده و دوستانم. ولی به قول اینجایی‌ها ایت ایز وات ایت ایز!