۱۳۹۶ بهمن ۲۶, پنجشنبه

یادگرفتن لغتهای پرکاربرد انگلیسی


یاد گرفتن لغت و اصطلاحات جدید باعث می‌شه که در مکالمه یا هر متنی اطلاعات بیشتر و درست‌تری بگیریم! و این توی ادامه‌ دادن مکالمه و ارتباط با آدمها خیلی تاثیر گذاره، نمی‌تونم مدعی بشم که می‌تونم از همه لغتهایی که یاد گرفتم توی مکالمه هم استفاده کنم، معتقدم این مرحله کمی زمان‌ بیشتر می‌بره! اما خب روند یادگیری، روند خیلی خوب و موثری برای من بوده!

برای خودم یه تارگت گذاشتم که سه هزار تا لغت جدید یاد بگیرم، اگه که دوست دارید جزئیات بیشتر و روش کار رو بدونید پیشنهاد می‌کنم تگ‌ها رو بخونید، استفاده از موبایل و استفاده از فلش کارت روش موثری برای یادگیری مطالب جدیده...
این هفته‌ی سری 22 لغتها رو شروع کردم، بیشتر از 1650 لغت رو تا الان یادگرفتم و حدود نصف راه رو پیش رفتم. اگر چه این وسط چند هفته‌یی به دلایل مختلف وقفه کوتاهی داشتم اما در کل روند خوبی بوده.



درباره یادگیری لغتهای جدید:

به مناسبت رسیدن به نیمه راه تصمیم گرفتم توضیحات بیشتری در مورد تجربه‌یی که داشتم رو اینجا بنویسم اینایی که می‌نویسم فقط بر اساس تجربه من بوده و ممکنه برای شما هم روش خوبی باشه (یا اینکه شما روش دیگه‌یی داشته باشید):

کار یادگرفتن لغتها برای من تبدیل به یه روتین روزمره شده، هر روز کاری از دوشنبه تا جمعه حدود نیم ساعت در طول روز روش وقت می‌ذارم و روز شنبه یکی از فلش‌کارت‌های قبلی رو مرور می‌کنم مثلا هفته پیش شنبه فلش‌کارت 12 رو خوندم.

در طول روز هر لغت جدیدی رو که می‌بینم یادداشت می‌کنم، سعی می‌کنم به جای معنی از یه جمله کاربردی که اون لغت هم توش هست استفاده کنم. این لغتها از کتاب، چیزایی که می‌خونم، مکالمات مختلف و هر جایی که فکر کنید تامین می‌شه! همونطور که توضیح دادم ترجیح می‌دم که خودم لیست لغتهای پرکاربردم رو تکمیل بکنم.

معمولا یکشنبه شب که فرصت دارم حدود 40-30 تا لغت آخر و جدید رو توی فلش‌کارت هفته‌ی بعدی اضافه می‌کنم و روز چهارشنبه صبح فلش کارت هفته‌م رو با 75 لغت می‌بندم؛ 75 تا لغت در هر هفته برای من روش خوبی بوده، همونطور که گفتم تا روز جمعه همین فلش‌کارت جاری رو می‌خونم و عملا لغتها و اصطلاحات جدیدی رو که پیدا می‌کنم برای فلش کارت هفته‌ی دیگه می‌گذارم.

چند هفته‌یی هست که حدود پنج اصطلاح و جمله‌ جالبی رو که می‌خونم (یا روی یوتیوب می‌بینم) هم توش فلش‌کارت اضافه می‌کنم، اینها ممکنه لغت جدیدی نباشه اما روش تمرکز می‌کنم و باعث می‌شه توی ذهنم باشه که به وقت مناسب ازش استفاده کنم.
تصمیم دارم هفته‌ی آینده فلش کارت جدیدی ایجاد نکنم، باید روی فلش‌کارتهای قبلی کار کنم، یعنی در طول هفته‌ی کاری هم هر روز یک فلش‌کارت قدیمی که قبلا خوندمش رو مرور می‌کنم. به تجربه به این نتیجه رسیدم که تموم کردن فلش‌کارت به معنی اینکه بذارمش کنار نیست و حتما لازمه که مرورش کنم، دوباره و دوباره تا جایی که به این نتیجه برسم کافیه.

.
نمی‌تونم مدعی باشم که همه‌ی 1650 تا لغتی رو که حفظ کردم به خاطر دارم، هنوزم وقتی برای مرور بهشون برمی‌گردم بعضی‌هاشون رو فراموش کردم، این روند تکرار ویکندها (و هفته‌ی دیگه) هم برای تکرار و اینه که فراموش نکنم ولی می‌تونم با اطمینان بگم یادگرفتن لغتهای جدید، همراه با کارهای دیگه‌یی که می‌کنم به خصوص گوش کردن پادکست، خیلی به درک بیشتر مطالب به من کمک کرده!