۱۳۹۶ مهر ۱۲, چهارشنبه

از دنیای مارکتینگ این روزها


خرید مایحتاج هفتگی –منظورم همون چیزایی که از سوپرمارکت می‌خریم- تو استرالیا مثل خیلی جاهای دیگه دنیا با ایران تفاوت‌های عمده‌یی داره؛ بزرگترین تفاوت اینه که فروشگاههای کوچیک لوکال خیلی کم هستن و مشتری‌های محدود و کمی هم دارن. منظورم از فروشگاههای لوکال اینه که خبری از عباس آقا و اکبر آقا نیست )توی محل ما تو تهران حسن‌آقا بود البته!) شاید دلیل اصلی اینه که از نظر ظرفیت فروشگاههای کوچیک قابلیت رقابت با فروشگاههای بزرگ و قدرتمند رو ندارن.

در عوض؛ اینجا باید از فروشگاههای بزرگ و زنجیره‌یی خرید کرد و رقابت اصلی بین چهار-پنج فروشگاه بزرگه، حالا هدفم از نوشتن این مطلب، این نبود که بگم خبری از فروشگاههای محلی نیست و حسن‌آقا نداریم، بیشتر بعضی از سیاستهای این فروشگاههای بزرگ و زنجیره‌یی برام جالب توجه بود که در موردش می‌نویسم.


.

از Loyalty کارت‌ها:

  • اکثر فروشگاهها از یه کارت Loyalty استفاده می‌کنند؛ کارت رو از فروشگاه (یا آنلاین) می‌گیرید و به ازای هر خرید امتیاز می‌گیرید، لازم نیست بگم که از طریق اپلیکیشن موبایل یا وب‌سایت فعالیتها و اطلاعات رو ترک می‌کنید. نهایتا می‌شه بابت امتیازها تخفیف گرفت، یا حتی اون رو تبدیل به انواع گیفت‌کارت و یکسری خدمات و محصولات دیگه کرد؛ فقط کافیه بعد هر خرید بارکد کارت رو اسکن کنید.
    شاید این ساده‌ترین چیزی باشه که می‌شه گفت اما در ادامه توجه کنید که چطوری همین فروشگاهها تلاش می‌کنن که به ما بگن چی بخرید، کی بخرید، از کجا، حتی کجا مسافرت برید و هزار تا قصه‌ی دیگه.

  • یکی از پلن‌های هفتگی این فروشگاهها اینه که به صاحبان Loyalty Cardها بگن این هفته چه چیزهایی تخفیف خورده و چی بخرید. نمونه‌های جالبی که برامون دیکته می‌‌کنن چی بگیری: مثلا می‌گن اگه فلان جنس رو برداری بهت 10 تا پوینت بیشتر می‌دیم؛ یا فلان چیپس رو بردار سه برابر پوینت بگیر. هیجان بیشتر لازمه؟ دو هفته پی‌درپی فلان دلار (یا بیشتر) خرید کن و بعدش بهت فلان هزار تا پوینت می‌دیم.

فروشگاههای قدرتمند لعنتی!

  • همین فروشگاههای قدرتمند لعنتی! هزار تا شعبه و خدمات دیگه راه انداختن (یا با جاهای بزرگ دیگه شریک شدن) کارت اعتباری دارن – انواع خدمات بیمه از ماشین تا بیمه خصوصی و بیمه حیوانات – فروش بلیت هواپیما تا خیلی چیزهای دیگه. نتیجه؟ قراره بیمه ماشین رو تمدید کنی؟ بیا از ما سرویس بگیر در عوضش از این به بعد بهت دو برابر پوینت می‌دیم؛ بیا کارت اعتباری ما رو بگیر در عوضش امتیازهات این شکلی می‌شه؛ خودشون کلی پمپ‌بنزین دارن (که اینجا به صورت خصوصی اداره می‌شه) هر ماه بهتون آفر می‌دن از پمپ‌های ما بنزین بزنید اینقدر تخفیف بگیر یا فلان قدر پوینت بگیر؛ می‌تونید حدس بزنید دیگه که فقط اینها نیست هزار و یک سرویس و خدمات دیگه هست که همه به هم گره خوردن. همه برای اینکه بیشتر خرج کنید و چیزی رو که می‌خوان بهمون بفروشن.

  • با همین کارت‌های مشتریان وفادار (چنین اسمی فکر کنم معادل فارسیش باشه) اطلاعات بیشتری از طریق وب‌سایتشون از مشتری‌ها می‌گیرن؛ لایف استایل‌تون چطوریه؟ چند تا ماشین دارین؟ کی بیمه ماشین تموم می‌شه؟ حیوون خانگی دارید یا نه؟ تو کدوم سابرب هستید و کدوم فروشگاهها بهتون نزدیکه.... می‌بینید با همین اطلاعاتی که از تک‌تک مشتری‌ها داره می‌تونه چطوری و چه زمانی سرویسی رو که می‌خواد بهمون بفروشه؟

و اما در ایران زیر ساخت یا توافق؟

دنبال فرصتی بودم که این چیزها رو در قالب یه پست جدا بنویسم، تا جایی که می‌دونم این کارها هنوز توی ایران جای کار داره، اگر چه خیلی مشکلات هم پیش رو هست از اینکه ساختار لازم بایستی فراهم بشه و شاید یکی از بزرگترین موارد، توافق دائمی بین شرکتها و فروشگاهها که توی ایران شاید سخت‌تر از اون زیر ساختی که ازش نوشتم باشه. خیلی دوست دارم بیشتر در مورد توافق و قرارداد و تفاوتش از ایران تا استرالیا بنویسم، خلاصه‌ی داستان استفاده از اطلاعات و داده‌ها خیلی جالب و گاهی خطرناکه!